تبليغاتX
New Page 2

This free script provided by webloger site

من اگر اشک به دادم نرسد میشکنم
مخوان عاقل از این وبلاگ که این وبلاگ جنون دارد ؛ کسی بایدش خواند که دلی پر ز خون دارد



حقایق ناگفته از اعدام دختر 16 ساله اهل نکا
در پی اعدام ، عاطفه ، دختر 16 ساله در شهرستان نکا در استان مازندران که دلیل آن "اعمال منافی عفت عمومی" اعلام شده بود ، حقایق بیشتری در خصوص این عمل خشم برانگیز آشکار میشود که بخشهائی از آن در اینجا آورده میشود.

از آنجا که خانواده عاطفه از نظر اقتصادی در وضعیت بسیار بدی به سر میبرده و این دختر نوجوان نیز دچار اختلالات روحی و روانی بوده زمینه ای برای سو استفاده جنسی از وی بوجود آمده بود ( البته در حکومت جمهوری اسلامی این نوع سو استفاده از چنین شرایطی عادی بنظر میرسد) . با توجه به شرایط فوق الذکر عاطفه، تعدادی از پرسنل نیروی انتظامی با توجه به دانستن شرایط زندگی وی ، از این دختر 16 ساله به صورت مکرر سو استفاده جنسی مینموده اند و با وی رابطه دوستی و رابطه جنسی خلاف اخلاق داشته اند.
2 افسر نیروی انتظامی دایره مفاسد اجتماعی شهرستان نکا به نام های ، سروان مولائی ، و ، سروان ذبیهی ، از اصلی ترین ترین کسانی بوده اند که به این اعمال خلاف اخلاق مبادرت مینموده اند و خود عاطفه این قضیه را بار ها به یکی از نزدیکان خود در میان گذاشته بود ( نام این شخص محفوظ است ) .در جریان دادگاه نیز عاطفه به رابطه با برخی افراد وابسته به نهاد های حکومتی اشاره میکند .



در همین حال امضای این 2 افسر نیروی انتظامی نیز زیر برگه شهادت بر علیه عاطفه به عنوان شاهد فاسد بودن عاطفه وجود دارد و آنها در اقدامی دیگر ( قبل از اعدام ) در خیابان راه آهن از تعدادی از عوامل خود و مردم بی خبر استشهاد نامه محلی مبنی بر اینکه این دختر عامل فساد در این منطقه است تهیه نمودند. در یک اقدام دیگر شایع اینکه ، عاطفه به ویروس HIV ، و به بیماری ایدز مبتلا است به راه انداخته بودند ،در حالی که در نکا یک درمانگاه استاندارد برای تشخیص مسئله نیز وجود ندارد.
 ______________________________________________ _________________________
جسد عاطفه در همان شب بعد از نبش قبر توسط عوامل دادگاه بدون اطلاع خانواده وی به پزشکی قانونی در تهران انتقال داده شد و زمانی خبر آن تائید شد که عمه عاطفه بخاطر این مسئله شکایت کرد. اما هنوز خبری از دفن شدن مجدد جسد و محل دفن آن اعلام نشده است .

در پی شکایت عمه عاطفه ، پدر وی نیز طی ارسال شکایت نامه ای به دیوان عالی کشور بر علیه رئیس دادگاه نکا ، حاجی رضائی ، و نحوه رسیدگی به پرونده دخترش و ظلمی که بر خانواده وی روا داشته شده شکایت کرده است .

وی همچنین نامه دیگری نیز به یکی از سازمان های مدافع حقوق بشر ارسال نموده و از ان سازمان خواستار پی گیری پرونده دخترش و طلب کمک ا است . این نامه اعتراضی از طریق یک موسسه تایپ و ترجمه در شهرستان ساری تهیه و تنظیم و ارسال شده است .

اما نکته جالب توجه این است که در حالی مطبوعات وابسته به حاکمیت ( روزنامه هایی ، اعتماد و ایران ) در گزارش های خود با استناد به گفته های رئیس دادگاه سن عاطفه را 22 سال اعلام کرده اند ولی تاکنون حتی یکبار صفحه اول شناسنامه وی را منتشر نکرده اند . اما پدر عاطفه درهنگام ارسال شکایت نامه و نامه اعتراضی ، فتوکپی صفحه اول شناسنامه دخترش که گواهی بر ۱۶ ساله بودن وی میدهد را نیز به ضمیمه ان ارسال نموده است و بر عدم دسترسی دخترش به وکیل نیز تاکید نموده است. اما این رسانه ها در اقدامی که برای حفظ آبروی رژیم اسلامی صورت دادند سن عاطفه را 22 اعلام کردند .

در ادامه این مطلب ترجمه متن کامل بیانیه سازمان عفو بین الملل در خصوص اعدام عاطفه را میاوریم. این متن توسط وبلاگ دیلماج ترجمه شده است :

سازمان عفو بین الملل خشم خود را از خبر رسیده مبنی بر اعدام عاطفه رجبی دختری که گفته می شود 16 ساله بوده است در شهرستان نکا واقع در استان مازندران ایران در تاریخ 15 اوت به دلیل اعمال منافی عفت اعلام می دارد.گزارش ها حاکی از آن است که عاطفه در خیابانی در مرکز شهر نکا به دار آویخته شده است.

به اطلاع سازمان عفو بین الملل رسیده است که این حکم در حالی اجرا شده که گفته می شود اعدام شده از سلامت روانی برخوردار نبوده و در
هیچ یک از مراحل دادرسی وکیل نداشته است.

با اعدام عاطفه شمار اعدام های مجرمان کودک در ایران از سال 1990 که توسط سازمان عفو بین الملل به ثبت رسیده به ده نفر می رسد.سازمان عفو بین الملل موکدا از مقامات قضایی ایران درخواست کرده است تا اعدام مجرمان کودک ،کسانی که در زمان ارتکاب جرم کمتر از هجده سال دارند،را متوقف نماید تا قوانین و مقررات ایران با موازین قوانین بین المللی حقوق بشر مطابقت نماید.

بنا بر گزارش ها لایحه منع اعدام افراد زیر 18 سال در دسامبر 2003 در مجلس ایران مورد بررسی قرار گرفته است،اما بعید به نظر می آید که شورای نگهبان ،عالی ترین مرجع قانون گذاری در ایران، آن را به تصویب رسانده باشد.

سازمان عفو بین الملل معتقد است که اعدام عاطفه رجبی ضرورت تصویب هر چه سریعتر قانون منع اعدام کودکان مجرم در ایران را تایید می نماید تا بدین طریق در آینده از اعدام کودکان جلوگیری شده و ایران وادار گردد تا به تعهدات خود در زمینه قوانین بین الملل عمل نماید.

به علاوه این سازمان از مقامات زیربط در ایران می خواهد دسترسی یا عدم دسترسی عاطفه رجبی به وکیل در طی
مراحل دادرسی را مشخص نموده و اعلام دارند که آیا سلامتی روانی او جهت حضور در دادگاه توسط پزشکی قانونی احراز گردیده است یا خیر؟

جزییات امر

بر اساس گزارش "پیک ایران" عاطفه رجبی حدودا سه ماه قبل. توسط یک دادگاه بدوی در شهرستان نکا استان مازندران واقع در شمال ایران به دلیل اعمال منافی عفت به اعدام محکوم شد.

گفته می شودکه قاضی در طی مراحل دادرسی، که بر اساس گزارش ها وی در آن از حق داشتن وکیل محروم بوده است، به شدت طرز لباس پوشیدن وی را به باد انتقاد می گیرد و وی را شدیدا مورد مواخذه قرار می دهد. همچنین گفته می شود که عاطفه رجبی نه در زمان ارتکاب جرم و نه در طی مراحل دادرسی از سلامت روانی برخوردار نبوده است.

گزارش شده است که اگر چه سن او در شناسنامه 16 سال قید شده است اما مقامات قضایی مازندران در زمان اعدام سن او را بیست و دو سال اعلام کرده اند.

گفته می شود که این موضوع توجه ریاست دادگستری مازندران را برانگیخته است و وی اطمینان داده است که دادگاه عالی بی درنگ موضوع را مورد رسیدگی قرار خواهد داد.در ایران همه احکام برای اجرای باید به تایید
دادگاه عالی برسند.

دادگاه عالی حکم اعدام عاطفه رجبی را مورد تایید قرار داده است و وی در تاریخ 15 اوت در مرکز شهر نکا و در ملا عام به دار آویخته شده است.بنا به گزارش "پیک ایران" قاضی دادگاه بدوی که حکم اولیه را صادر کرده بود کسی بود که طناب دار را در گردنش انداخته است.

بنا بر گزارش ها پیکر او در همان شب اول به خاکسپاری توسط افراد ناشناس به مکان نامعلومی انتقال داده شده است.خانواده رجبی در این زمینه شکایتی طرح نموده وخواستار انجام تحقیقات در این مورد شده اند.

گزارش شده است که شریک جرم عاطفه رجبی، مردی که نامش فاش نشده به صد ضربه شلاق محکوم گردیده و پس از اجرای حکم آزاد شده است.

ایران به عنوان یکی از اعضا میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون حقوق کودک ملزم به رعایت قانون منع اعدام مجرمان کودک است.هر دو این معاهدات تصریح می دارند که مجازات مرگ نباید در مورد افرادی که در زمان ارتکاب جرم کمتر از 18 سال دارند اعمال شود

باید عرض کنم این موضوع خیلی منو ناراحت کرده از شما میخوام نظر خودتونو بدید حتما


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه 6 آذر1387 و ساعت 0:10 توسط داوود یزدانی |


مطلب جدید
سلام دوستان

پس از مدت های مدید به زودی میخوام وبلاگو آپ کنم منتظر باشید

موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه 9 آبان1387 و ساعت 9:34 توسط داوود یزدانی |


بررسی خود ارضایی از نقطه نظر علمی
 با توجه به اهمیت این مسئله و این که امروزه خیلی باب شده که همه خود ارضایی کنن مصمم شدم مطالبی در مورد این مسئله براتون پیدا کنم

امید وارم هیچ وقت سراغ این کار نرید یا اگه رفتید هر چه زود تر ترک کنید اگه مطالب پایینو بخونید متوجه میشید که چرا این قدر اصرار دارم . لطفا حتما حتما حتما نظر خودتونو برام تو وبلاگ اعلام کنید . ممنون از همه

فروید، "پدر" علم روانکاوی، بر این باور است که برقراری رابطه
جنـسی در انسان از دو خـواستگاه متفاوت نشات می گیرد.
رویـکرد اولـیه غـریزی یـا فیزیـولوژیـک اسـت و دیـگری پـی آمد
مـاهیـت نفسانی-عـاطفی انسـان هـاست. با در نظر گرفتن
دیـدگاه فیـزیولوژیک، رابطه ی جنسی در نتیجه رشـد ویژگی
های ابتدایی جنسی در افراد ایجاد می شود. به عبارت دیگر

انسان ها زمانی که از نظر جسمی به رشد کافی میرسند،
آمـادگی بـرقرای ارتبـاط جنسی را پیدا می کنند.  (این دوران
که بلوغ نام دارد، در خانم ها در سن 18 سالگی و در آقایون

در سن 21 سالگی به آخرین مرحله ی خود می رسد.)

 

در طول 7 سـال ابتـدایی زنـدگی، نیروی جنسی در یک پسر
بچه در تمام قسمت های بدن او توزیع می شود. از 7 تا 14 سالگی، نیروی جنسی به اعضای جنسی منتقل می گردد ( در آقایون بیضه ها و در خانم ها تخمدان) در این زمان تفاوت های ظاهری میان جنس مذکر و مونث پدید می آید.

 

در مردان استخوان ها قدری درشت تر شده و بدن عضلانی تر می شود، و به تدریج تن صدای آنها تغییر پیدا می کند. البته باید توجه داشت که این تغییرات با گذر زمان تکمیل می شوند. شروع این تغییرات حاکی از ابتدای سن بلوغ است. پس از آن منی و به مثابه آن اسپرم تولید می شود، ولی اسپرم ها در این زمان به بلوغ کامل نرسیده اند. بر اساس پژوهش های پزشکی، محققین بر این باورند که اسپرم ها در سن 18 سالگی شروع به بالغ شدن می کنند و در سن 21 سالگی مرحله ی بلوغ آنها تکامل پیدا می کند. در این زمان رشد بیضه ها و غدد مترشحه داخلی بدن نیز به آخرین حد خود می رسد.

 

ارتباط میان غدد جنسی و غدد درون ریز

 

در ارگانیسم بدن انسان 7 غده مترشحه داخلی وجود دارد. هر یک از این غدد هورمون های متفاوتی را ترشح می کنند که پیام های مختلفی را به اعضای دیگر منتقل میسازند. این غدد مسئول تنظیم و تعدیل عملکردهای مختلف بدن از جمله رشد، فشار خون، دمای بدن، میزان کلسیم، شکر، فسفر، و از همه مهمتر عملکرد جنسی افراد هستند. زمانی که هر یک از این غدد به نحوی قادر به نشان دادن واکنش درست از خود نباشند، بدن ممکن است با انواع و اقسام مختلف اختلالات مواجه شود. به همین دلیل است که برخی از افرادی که در غدد خود با اختلال روبرو می شوند، باید با استفاده از هورمون های مصنوعی نیازهای بدن خود را مرتفع سازند.

 

مهمترین غده درون ریز، غده هیپوفیز نام دارد. این غده توانایی آن را دارد که به کل غدد درون ریز شدت و یا کسرت عمل وارد کند. غده ی هیپوفیز همچنین از جمله مهمترین غده های جنسی نیز محسوب می شود.

 

غده معروف هیپوفیز که محور اصلی کنترل فعالیت های بیضه ای/تخمدانی است، کنترل کلیه ی تنظیمات جنسی در بدن خانم ها و آقایون را به عهده دارد.

 

در مردان این غده فعالیت های جنسی خود را از زمان بلوغ  -یعنی درست وقتی که هورمونهایی را به منظور تحریک اعضای جنسی به خون می فرستد- کار خود را شروع می کند.

 

در خانم ها هم غده ی هیپوفیز در دوران بلوغ با ایجاد هورمون هایی که سبب تخمک گذاری در تخمدان ها می شوند، کار خود را شروع می کند. هر یک از تخمک ها حاوی هورمون های جنسی زنانه هستند که سبب ایجاد و گسترش خصوصیات زنانه در بانوان می شوند.

 

همه ی انسان ها در تمام طول زندگی خود دائماً در حال انتقال و تغییر شکل انرژی هستند. همه چیز در زندگی انسان ها شروع و پایانی دارد و رابطه جنسی نیز از این امر مستثنی نخواهد بود.

 

اندام های جنسی انرژی را تولید می کنند که باعث ایجاد تمایلات و گرایش های جنسی در افراد می شود؛ اما به منظور تولید یک چنین انرژیی، اندام های جنسی باید از منبع ذهنی تغذیه شوند. افکار و تصورات جنسی به عنوان مواد اولیه ی تولید اسپرم و انرژی جنسی محسوب می شوند.

 

زندگی یک انسان از تلفیق یک اسپرم با تخمک شکل می گیرد. تنها یک اسپرماتوزوئید (نطفه) این توانایی را دارد که یک انسان جدید خلق نماید. گفته می شود که در هر بار انزال، مردها چیزی در حدود میلیون ها اسپرم از دست می دهند.

 

در یک زمین کشاورزی زمانی که کشاورز تصمیم می گیرد دانه بکارد، بهترین انواع دانه ها را انتخاب می کند، زمین را به خوبی شخم می زند، و دو تا سه دانه می کارد –و نه میلیونها- و زمانیکه این دانه ها بزرگ شده و رشد کردند، از آنها استفاده کرده میوه هایشان را میخورد و زندگی می کند.

 

به عنوان مثال یک درخت لیمو را در نظر بگیرید. این درخت زمانی به مرحله تکامل خود می رسد که بتواند میوه های رسیده ی لیمو پرورش دهد. اما اگر کسی به این امر توجه نداشته باشد و میوه ها را پیش از رسیده شدن کامل از درخت بچیند، با این کار خود به رشد درخت صدمه وارد کرده و اجازه نمی دهد که درخت به رشد و تکامل نهایی خود برسد. این امر در مورد ارتباط جنسی نیز صدق می کند. اگر فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل بخواهد از انرژی جنسی خود استفاده کند، به بدن خود صدمات جبران ناپذیری وارد می کند که در زیر نگاه کوتاهی به این مشکلات خواهیم داشت.

 

ارتباط جنسی و ورزش

 

اخیراً محققان از وجود نیروی جنسی باخبر شده اند و سعی
می کنند تا از این نیرو بـهره گـرفته و آن را بــرای موارد دیگری
ذخیـره کرده و به کار گیرند. در ورزش مشت زنـی، هـر مـربی
کارآمدی در حیـن دوره ی آمـادگی، بـوکسور خـود را برای 90
روز از بـرقـراری ارتـباط جنسـی منـع مـی کند تا هم انرژی او
بیشتر شود و هم بتواند مشتهای محکمـتری بـه حـریف وارد
کند. در تیمهای فوتبال نیز بازیکنان از 3 روز قبل از انجام بازی
به حومه شهر انتقال داده میشوند تا انرژی آنها بر اثر بـرقـرای
رابـطه جنـسی تحـلیل نـرود. در مسابقات قهرمانی جهان در
سال 1986م. تیم ملی کشـور آرژانتـین از هـمه تیم ها مدت
زمـان بیشتـری را در اردوی آمـــادگی به سر برد و نتـیجـه چه
شد: بدون شـکست از مسـابقات بـیرون آمـدند. یـک گـزارش

علمی اثبات می کند که: "تستـوسترون نقـش مهـمی را در
شـکل دهـی رفتار افراد بازی می کند. این هورمن به عنـوان
نوعی محرک شناخته میشود که در کلیه حالات فردی، از جمله عصبانیت و پرخاشگری نیز تاثیر گذار است."

 

بنابر گزارش فوق در یک بازی فوتبال به راحتی می توان تشخیص داد که کدام یک از تیمها برنده خواهند شد: "تیمی که در رگ های خونی بازیکنانش میزان تستوسترون بیشتری موجود باشد."

 

در "ناسا" که معتبرترین مرکز پژوهش های علمی جهان به شمار می رود، فعالیت های جنسی کلیه ی دانشمندانی که در آنجا مشغول به فعالیت هستند، تحت کنترل است تا پژوهشگران همیشه بتوانند در بهترین وضعیت مممکن ذهنی و جسمی قرار داشته باشند.

 

در گذشته مردهای یونان باستان تا سن 140 سالگی عمر می کردند. تا همین چند وقت قبل هم مردم به راحتی تا سن 90 سال عمر می کردند، اما این روزها به دلیل بروز پاره ای از مشکلات نظیر خودارضایی، آزار و اذیت های جنسی، غذاهای صنعتی، استفاده از هورمون های مصنوعی (که مصارف مختلفی دارند، نظیر: چاق کردن و بزرگ کردن زودرس جوجه ها و احشام) فرایند سالخوردگی از سنین پایینی (تقریباً 35 سالگی) شروع می شود. در کل دنیا افراد انگشت شماری هستند که از نظر اقتصادی کنترل همه افراد را به دست گرفته اند. این افراد از قدرت رابطه جنسی نیز به خوبی اطلاع دارند؛ به همین دلیل کلیه ی امکانات موجود را فراهم می آورند تا ذهن انسان های دیگر را تنها به این امر متمرکز کرده، عقل را از سر آنها بپرانند و کاری کنند تا آنها مطابق میلشان عمل کنند. آنها به خوبی می دانند که انسان های کم عقل، سرشار از شهوت هستند، بر روی امیال جنسی خود هیچ گونه کنترلی نداشته و به راحتی میتوان آنها را مطیع خود ساخت.

 

تئوری های پوچ مدرن در مورد ارتباط جنسی

 

نوگرایانی که بر روی ارتباط جنسی تحقیق و بررسی می کنند، به سادگی به خود اجازه می دهند که قدرت و حق انتخاب جوانان را از بین ببرند. برخی از آنها مواردی نظیر "خود ارضایی" را به جوانان پیشنهاد می کنند. کینسی، مستر و جانسون که به عنوان پایه گذاران مطالعات جنسی نوین شناخته می شوند بر این عقیده اند که یک جوان می تواند چندین مرتبه در طول روز خود ارضایی کند چراکه علم پزشکی هیچ گونه تاثیر جانبی خطرناکی را پیدا نکرده که مربوط به خودارضایی باشد. آنها بر این باورند که اهمیت خود ارضایی به ویژه در زمان بلوغ که خصوصیات های زنانه و مردانه در افراد بروز می کند از اهمیت بیشتری برخوردار می شود و به همان اندازه که در مردها اهمیت دارد برای خانم ها نیز مهم است. این افراد حتی معتقدند که زن و مرد می توانند در طول زمان قاعدگی ، با هم ارتباط جنسی داشته باشند؛ اما پژوهش های علمی اثبات کرده اند که برقراری رابطه جنسی در زمان قاعدگی خطرناک و در عین حال زیان آور است چراکه در این زمان مواد مرده و فاسد از بدن زن خارج می شود که اگر آلت تناسلی مرد با این مواد تماس پیدا کند آنها را جذب کرده، خواص آن از طریق خون به سلول های عصبی مغز انتقال پیدا می کند و بر روی قدرت جنسی مرد تاثیر نامطلوبی می گذارد. تعداد دیگری از این محققان معتقدند که برقراری ارتباط جنسی از راه مقعد بلامانع بوده و می تواند بر طبق توافق طرفین انجام پذیرد. در مقابل این ادعا باید اظهار داشت که هر یک از ارگان های بدن برای انجام دادن کار خاصی ایحاد شده اند و عملکرد مقعد نیز تخلیه مدفوع است. افرادی که این کار را انجام می دهند به عضلات همکش و تنگ کننده ی باسن (Sphincters) خود آسیب وارد کرده و سبب بروز بواسیر و سایر عفونت های شدید روده و اثنی عشر می شوند. شایان ذکر است که برقراری یک چنین روابطی به عنوان عمده ترین عامل انتقال بیماری های جنسی از جمله ایدز در میان مردهای هم جنس باز  تلقی می شود.

 

ارتباط خودارضایی با ضعف جنسی و انزال زودرس

 

مثالی که پیشتر در مورد زمین کشاورزی، درخت لیمو، و رسیدن دانه های لیمو برایتان بازگو کردیم را یک بار دیگر در ذهن مجسم کنید. ما در آن قسمت عنوان کردیم که اگر اولین برداشت پیش از رسیدن کامل میوه ها باشد، و کشاورز میوه های نارس را از درخت بچیند، عمر درخت کم شده، و توانایی باروری آن نیز به شدت کاهش پیدا میکند. این امر در مورد حیوانات نیز صدق میکند به همین دلیل هم هست که دامپزشکان اهمیت بسیار زیادی برای این امر قائل هستند. باید بدانید که مطلب فوق در مورد انسان ها نیز صحت پیدا می کند. اگر آقایون شروع کنند به برقرای روابط زیاد جنسی با افرا مختلف، و یا پیش از رسیدن  به سن 21 سالگی، خود ارضایی را تجربه کرده باشند -یعنی زمانی که اسپرم ها به بلوغ کامل نرسیده اند- این امر خلل جبران ناپذیری را به قوای جنسی شان وارد می کند و بعدها عواقبی را در زندگی جنسی شان به وجود خواهد آورد. زمانی که مرکز فعالیت های جنسی به دلیل وجود مزاحمت هایی نظیر خود ارضایی و یا آزار و اذیت های جنسی نتواند به درستی رشد پیدا کند، اندوخته قوای جنسی از سن 35 سالگی به بعد رو به تحلیل می رود و این مورد نه تنها تاثیر نامطلوبی بر روی دستگاه تناسلی می گذارد بلکه عملکرد کلیه سیستم های بدن را نیز تحت الشعاع قرار می دهد: دستگاه هاظمه، گردش خون، عملکرد غدد مترشحه، سیستم عصبی و ...

 

این افراد به سرعت از سن 35 سالگی به بعد شاهد فرایند سالخورده شدن خواهند بود. خیلی زودتر از حالت طبیعی توانایی هایشان را از دست می دهند و متاسفانه خیلی سریع روانه گورستان خواهند شد. در چنین شرایطی ارگان های جنسیشان نیز دچار اختلالات مختلفی شده و انواع بیماری های گوناگون جنسی به همراه بیماری هایی نظیر اختلال سیستم عصبی و دگرگونی سیستم سمپاتیک و پاراسمپاتیک و غدد درون ریز می شوند.

 

خودارضایی که از جمله نقص های فردی به شمار می رود، سبب ایجاد تصورات شهوانی در ذهن فرد می شود. در دراز مدت فرد عدم تمایل جنسی نسبت به جنس مخالف خود را پیدا می کند، از نظر ذهنی خسته می شود، و دچار ناتوانی های جنسی خواهد شد.

 

ساموئل اون ویر در بخش 9 کتاب خود با عنوان "ازدواج موفق"  اینطور می نویسد که: "تصورات جنسی و تخیلات شهوانی سبب ایجاد ضعف جنسی و ذهنی می شوند. شاید در نگاه اول اینگونه افراد نرمال به نظر برسند و مانند افراد عادی تحریک پذیر باشند، اما زمانی که می خواهند با طرف مقابل ارتباط برقرا کنند و خواسته های او را براورده سازند، به سرعت ارضا می شوند، آلت تناسلی به حالت اولیه باز می گردد، در بدترین حالت ممکن قرار می گیرند، و دچار ناامیدی و افسردگی می شوند. آنها در توهمات جنسی خودشان را غرق کرده اند که این توهمات هیچ ارتباط و یا شباهتی به دنیای واقعی ندارند. به همین دلیل هنگامیکه در شرایط طبیعی قرار می گیرند، نمی توانند از خود واکنش مناسب نشان داده و شکست می خورند. "ضعف جنسی-ذهنی ترسناک ترین تراژدی است که می تواند برای هر زن و یا مرد با احساس و با منطقی اتفاق بیفتد."

 

زمانیکه یک فرد جوان دست به خود ارضایی می زند، بازه زمانی، برای او هیچ اهمیتی ندارد و ترجیح می دهد که هر چه سریعتر خود را تخلیه کند. در علم روانشناسی این امر نهایتاً منجر به بروز عارضه ی انزال زودرس در فرد می شود. علاوه بر این، استمناء سبب انبساط عضلات اسفنکتر می شود که این عامل به نوبه ی خود موجبات انزال زودرس را بیش از پیش فراهم خواهد آورد.

 

از سوی دیگر نباید از این امر غافل شد که "ملاتونین" هورمون بی چون و چرای جوانی است. فرایند سالخوردگی مستقیماً به ترشح این هورمون در بدن بستگی دارد. این هورمون در زمان جوانی به وفور در بدن ترشح می شود و از سن 25 سالگی به بعد ترشح آن در بدن کاهش پیدا می کند. خود ارضایی، به ویژه در زمان جوانی، باعث از دست رفتن میزان بسیار زیادی ملاتونین در بدن می شود. این امر غده ی کاجی شکلی که در بدن ملاتونین ترشح می کند را ضعیف کرده، خاصیت مغناطیسی موجود در این غده را کاهش می دهد و بطور کلی سبب کاهش طول عمر آن می گردد.

 

روابط جنسی نامشروع با افراد متعدد نه تنها از نظر فیزیکی مضرات بیشماری را در بردارد، بلکه می تواند از نظر روحی و ذهنی نیز بر روی افرادی که این کار ار انجام میدهند، تاثیرات نامطلوبی بگذارد. افرادی که در مکالمات محرک جنسی شرکت میکنند، کسانی که به خواندن مجلات محرک جنسی معتاد هستند، و کسانی که به تماشای فیلم های ضد اخلاقی جنسی گرایش دارند، مبحث ظریف و مطبوع رابطه جنسی را به صورت وحشیانه، به دور از انسانیت، و تنها با رضایت ذهنی با نکبت و بدبختی همراه می سازند. انسان ها باید یاد بگیرند که چگونه می توانند هوشمندانه زندگی کنند.

 

عواقب خودارضایی

 

با توجه به رویکرد نفسـانی-عـاطـفی رابـطه جنـسی، فـرویـد
معتـقد است که رابطه ی جنسی محصول گردهمایی یک زن
و یک مرد است کـه یـکدیـگر را دوسـت بـدارند و مکمل یکدیگر
باشند.

 

به همین دلیل هم هست که فروید خود ارضایی را یک نقص
فردی
نـامگـذاری مـی کند (بـه این دلیل که طرف دوم در این
ارتباط وجود ندارد مگر در خیال). در حین خود ارضایی فرد اگر
مرد بـاشــد، یک زن را در ذهن خود مجسم می کند و اگر زن
بـاشد یک مرد را در ذهن خود مجسم کرده و با او وارد رابـطـه
جنسی می شود. در این حال خستگی چند برابر می شود، چرا که فرد هم از نظر جنسی از خود کار می کشد و هم از نظر ذهنی. تصویر شریک جنسی خیالی، مانند یک لوح در ضمیر ناخودآگاه فرد حک می شود و سبب بروز انزال های شبانه ناخواسته می شود. به این ترتیب که فرد هر چقدر بیشتر خود ارضایی کند، میزان این انزال های شبانه افزایش می یابد.

 

دمای خارجی بدن انسان 98 درجه فارنهایت است و دمای درونی آن 100 درجه فارنهایت. این دما در زمان خود ارضایی افزایش پیدا می کند. زمانیکه انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب در کیسه ی منی ایجاد می شوند، اما به دلیل خود ارضایی، کیسه ی حاوی منی خیلی زودتر از زمان مقرر تخلیه گردیده است. فرایند طبیعی بدین گونه است که کیسه های منی سعی می کنند تا خود را پر کنند، اما از آنجایی که منی خیلی زودتر از بدن خارج شده، چیزی جز هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد جذب نخواهد شد. این هوا بعداً از طریق کیسه منی به سیستم لنفاوی انتقال داده می شود، سپس به مغز انتقال پیدا کرده و باعث ایجاد شک دمایی شده و فضای سردی را میان ماده ی مغزی و سلول ها ایجاد می کند و این امر واکنش نرمال ماده مغزی، سیستم عصبی و جسمانی را مختل می سازد.

 

کیسه منی می بایست به جای جذب هوا، اسپرم جذب کند، اما این امر مقدور نخواهد بود چراکه اسپرم ها قبلاً آزاد شده اند. علاوه بر این جذب هوا از جذب مایع خیلی ساده تر است.

 

ساموئل اون ویر، فیلسوف، انسان شناس، و محقق امور جنسی و روانشناس بخش مطالعات جنسی، در کتاب خود با عنوان "یادگیری علوم فردی" در مورد این هوای سرد جذب شده تصریح می دارد که: " در خصوص افرادی که به شخصه استمناء می کنند، به راحتی می توان گفت که چه ایرادی می تواند بوجود آید. زمانی که آنها خود ارضایی می کنند، در حال ارتکاب به جرم در برابر طبیعت هستند. وقتی انزال به واسطه خود ارضایی پدید می آید، حرکات کرم وار جذب ایجاد می شوند که این حرکات برای هر مردی کاملاً قابل درک و تشخیص است و به واسطه ی تاثیر خالی بودن کیسه های منی، این کیسه ها سعی می کنند تا خود را پر کنند و به همین دلیل هوای مرطوب از طریق آلت تناسلی مرد با همان حرکات کرمی شکل، جذب می شود. این سیگنال ها به مغز فرستاده می شوند، به همین دلیل مایع مغزی زیادی در این میان از بین می رود، و در نتیجه فرد از نظر ذهنی خسته می شود. بد نیست بدانید که تعداد بیشماری از مردها به دلیل عمل منفور خودارضایی دیوانه شده اند. مغزی که پر از هوا شود دیگر توانایی تفکر ندارد و قابلیت های ذهنی خود را به طور 100% از دست خواهد داد. به همین دلیل ما هم این عمل نادرست را 100% محکوم می کنیم.

 

اسپرم ها حاوی رمز ژنتیکی DNA (اسید دی اکسی ریبونوکلئیکDeoxyribonucleic Acid)، RNA یا اسید ریبونوکلویک (Ribonucleic Acid)، آنزیم ها، کلسیم، فسفر، نمک های بیولوژیک، و تستوسترون می باشند. زمانیکه استمناء صورت می پذیرد، کلیه ی این اجزای حیاتی از بدن فرد بیرون کشیده می شوند و اگر فرد در دوران بلوغ قرار داشته باشد، امکان رشد کافی را پیدا نمی کند و نیرویی که در این مواد وجود دارد، جذب نشده و از بدن او خارج می شوند.

 

از آنجایی که میزان زیادی کلسیم به همراه منی از بدن خارج می شود، فرد احساس خستگی شدید در استخوان ها می کند و ممکن است دچار کوفتگی پا شود. لازم به ذکر است که استخوان های تنومند نشان دهنده ی میزان قدرت فرد هستند. همانطور که می دانید گلبول های قرمز خونی و پلاکت ها در مغز استخوان تولید می شوند. فرد جوانی که خودارضایی می کند، اجازه نمی دهد که مایع مغز استخوان به خوبی شکل بگیرد و باید تا آخر عمر خود شاهد عواقب آن باشد. زمانیکه فسفر بیش از حد طبیعی به واسطه خودارضایی از بدن خارج می شود، مشکلات عصبی از قبیل رعشه برای فرد ایجاد می شود. در زمان خود ارضایی لسیتین نیز از بدن خارج می شود که این امر سبب فرسودگی سیستم عصبی می شود و به مرور زمان موجبات بیحالی، ضعف اعصاب و نهایتاٌ مرگ تدریجی سلول های عصبی را فراهم خواهد آورد.

 

تئوری های پوچ محققان جنسی نوگرا

 

دکتر اسـپایـتک متخصص برجسته کالبد شناسی امریکایی
و رئـیس جامعه عصب شناختی نیـویورک در کـتـاب خـود بـا
عنوان "انرژی خالق" اظهار میدارد کـه جنـون هـای متفاوتی
بـه واسـطه ی خـود ارضایی و آزار و اذیت های جنسی پدید
خـواهد آمـد، چراکه مایـع مـغزی ابتـدا سـرشـار از لسیـتـین
است و سپس بـواسطه انـزال غیـرمترقبه، از لسیتین خالی
می شود. به همین دلیل ارگان ها بـه جـای آن باید از سایر
بافت ها و اعصاب موجود در مغز استفاده کنند.

 

در هـر بار انـزال مـردها چیـزی در حـدود 300 تا 400 میـلیون
اسپرم به همراه مقادیر زیادی انرژی از دست می دهند. واقعاً چه می شد اگر انسانها می دانستند که چگونه می توانند این انرژی را به جای خارج کردن از بدن، در بدن خود ذخیره نمایند؟! نتیجه حتماً انسانی شبیه به سوپرمن می شد!

 

پروستات غده ای است که دقیقاً در زیر گردنه ی مثانه قرار گرفته است؛ مایعی به رنگ سفید کدر و لزج ترشح می کند که به عنوان وسیله ای برای انتقال اسپرم ها به شمار می رود. این غده تقریباً در سن 21 سالگی به مرحله ی رشد کامل خود می رسد. زمانیکه فرد پیش از رسیدن به بلوغ کامل (در مردان سن 21 سالگی) دست به خود ارضایی می زند، پروستات دچار ضعف و نقصان می شود و این امر سبب بروز اختلالات مربوط به پروستات در سنین چهل سالگی به بعد می شود. این اختلال بدین شرح است که غده ی پروستات بزرگ شده، راه خروج ادرار را مسدود می کند و فرد برای تخلیه ی ادرار باید بالاجبار از سند پزشکی استفاده کند. این عارضه درست مانند وازکتومی، سبب ایجاد ناتوانی جنسی می شود.

 

بد نیست بدانید بچه هایی که پدر آنها خودارضایی می کرده، نمی توانند در سلامت کامل روحی و روانی به سر برند. آنها دارای بیماری های گوناگونی هستند چراکه از یک تخم نه چندان سالم بوجود آمده اند.

 

خود ارضایی همچنین در خانم ها هم دیده می شود و امری زجر آور و دردناک قلمداد می شود.

 

خود ارضایی سبب ایجاد ناتوانی جسمی و انزال زوردس می شود. این امر به وفور در میان مردهای سنین زیر 40 سال قابل مشاهده است.

 

ساموئل اون ویر در کتاب دیگر خود با عنوان " آموزش های بنیادین" در بخش "نوجوانی" اینطور نوشته است که: "جرم های خاموشی وجود دارند و پی آمدهای منفوری در پی آن گریبانگیر افراد می شود. اگر فرد مشکلات جنسی اش را مخفی نگه دارد، مرتکب گناه می شود. اگر در مورد مشکلات خود اطلاعات غلط بدهد نیز مرتکب جرم دیگری شده است."

 

"فسادی که به واسطه خود ارضایی ایجاد می شود، قابلیت ها و توانایی های مغزی را به طور کامل از بین می برد. افراد باید توجه داشته باشند که ارتباط تنگاتنگی میان منی و مغز وجود دارد. مغز برای منی از اهمیت ویژه ای برخودار است و منی هم برای مغز مهم است. مغز برای منی انرژی ایجاد کرده و سبب انتقال آنها می شود، منی هم ذهن را تصفیه کرده و اگر در جهت درست هدایت شود، توانایی های آن را ارتقا میبخشد."

 

"مطالعات فیلسوفانه ای که عمیقاً بر روی عملکرد غده های درون ریز متمرکز شده اند، بر این باروند که بدن طی فرایند خودانزالی انرژی بی شائبه ای را از دست می دهد. چه بسیار افرادی زیادی با چهره های زیبا بوده اند که در اثر انجام این کار زیبایی خود را از دست داده اند! چه بسیار مغزهایی که منحط و فاسد شده اند! و ... همه و همه ی این وقایع به دلیل آن است که انزال در شرایط و موقیعت و زمان مناسب انجام نپذیرفته."

 

"آمار و ارقام گویای این مطلب هستند که این روزها خود ارضایی در خانم ها و آقایون جوان بیش از پیش باب شده است. بیمارستان های روانی مملو از زنان و مردانی هستند که مغزشان به دلیل خودارضایی بیمار گشته. تیمارستان، مقصد نهایی فردی است که به خودارضایی اعتیاد پیدا می کند."

 

خودارضایی در خانم ها

 

خودارضایی در خانم ها نیز به چشم می خورد و این امر، هم دردناک است و هم زجر آور. برخی از مضرات در خانم ها و آقایون مشابه است: اختلال در رشد سیستم عصبی، مغز، خستگی، از دست دادن انرژی و سر زندگی، کاهش قدرت حافظه و عدم تمایل به جنس مخالف. در خانم ها شاهد ناباروری نیز خواهیم بود. بدترین پی آمدی که در خانم ها می توان مشاهده کرد رفتارهای متعارض روانی-اجتماعی است. خانم هایی که مرتکب این امر می شوند به مروز زمان نمی توانند با هیچ مردی ارتباط جنسی برقرار کنند چرا که به تدریج توانایی های اولیه جنسی خود را از دست میدهند. خانمی که خود ارضایی نمی کند، همچنان سرزندگی، زیبایی، برق چشمان، و توانایی جذب بالای خود را حفظ خواهد نمود. خانم ها باید از مشاهده ی تصاویر محرک جنسی خودداری کنند، در مکالمات مبتذل شرکت نکنند، و فقط با افراد شایسته ارتباط دوستی برقرار کنند.

 

چگونه می توان از خودارضایی دست کشید؟

 

پیش از هر چیز باید بدانید که افراد زیادی به مراکزی که به این منظور دایر شده، مراجعه کرده و حتی در موارد خیلی حاد و پیشرفته نیز موفق به جلوگیری از این عمل غیر اخلاقی شده اند. چرا شما یکی از آنها نباشید؟

 

باید یاد بگیرید که چگونه می توانید جلوی خود ارضایی را با استفاده از  تکنیک هایی که در جلسات آموزشی به شما تعلیم داده می شود، بگیرید. در اغلب این جلسات مشاور سعی می کند تا ضمیر ناخودآگاه بیمار را به کار اندازد.

 

در این جلسات به شما آموزش می دهند که تمایلا خودارضایی به عنوان یک عینینت درونی هستند که به ذهن شما حمله ور می شوند. شما باید در مقابل آنها ایستادگی کرده و اجازه ندهید که به درون ذهنتان نفوذ کنند. در ابتدا شاید انجام این کار قدری دشوار باشد و این توانایی را نداشته باشید که فکرتان را بر روی چیز دیگری متمرکز کنید؛ اما با تلاش به راحتی می توانید آنرا تحت کنترل خود در آورید. شما به راحتی قادر خواهید بود آنرا به طور کامل از زندگی خود حذف کنید. اگر فرد در گذشته دائماً خودارضایی می کرده و سپس این کار را متوقف کند، خودش متوجه تغییرات بوجود آمده در زندگی اش خواهد شد و می تواند مقادیر زیادی انرژی و توانایی های ذهنی اش را ذخیره کرده و بدون احساس هیچ گونه ترس و واهمه ای با حقایق زندگی روبرو شود.

 

سایر راههای جلوگیری:

 

  • آدات سالم را در خود تقویت کنید: از تصاویر محرک جنسی اجتناب کنید، به جوک های مبتذل گوش ندهید، دوستان سالم برای خود انتخاب کنید و از پوشیدن زیر پوش های تنگ و چسبان خودداری نمایید.

 

  • از مصرف بیش از اندازه ی گوشت گاو، به ویژه در وعده غذایی شام خودداری کنید. مصرف یک وعده غذای حیوانی آن هم در نهار کافی است.

  • مقالات مختلفی که در این سایت پیرامون روابط میان زن و مرد وجود دارد را به دقت مطالعه کنید تا آگاهی های کلی شما ارتقا پیدا کند.


موضوع : اطلاعات عمومی
| +| نوشته شده در پنجشنبه 2 اسفند1386 و ساعت 14:17 توسط داوود یزدانی |


شهر من اهواز
دوستان عزیز امشب من تصمیم گرفتم در مورد شهرم اهواز مطالبی از گوگل سرچ کنم و براتون بنویسم میدونید که با دادن نظر توی وبلاگ منو خوشحال میکنید .

 

 

اهواز مرکز استان خوزستان ششمین شهر بزرگ ایران از نظر جمعیت می‌باشد. شهر اهواز از نظر جغرافیایی در ۲۱ درجه و ۲۰ دقیقه عرض شمالی و ۴۸ درجه و ۴۰ دقیقه طول شرقی قرار گرفته‌است و در بخش جلگه‌ای به ارتفاع ۱۸ متر از سطح دریا واقع می‌باشد. مساحت شهر اهواز ۲۰۴۷۷ هکتار است که فقط ۶۹۲۳ هکتار آن در بافت شهری قرار گرفته‌است طبق آمار رسمی دولت ایران در سال ۱۳۸۵ خورشیدی جمعیت شهر اهواز بالغ بر ۱۳۳۸۰۰۰ نفر است.

رودخانهٔ کارون، بلندترین و پرآب‌ترین رود ایران اهواز را به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم کرده. اهواز یکی از مهم‌ترین مراکز صنعتی ایران است و همین امر سبب شده که مهاجران بسیاری را در خود بپذیرد. شهرهای اطراف اهواز عبارت‌اند از: شهرهای تاریخی شوشتر و شوش در سمت شمال، رامهرمز در شرق، ماهشهر، شادگان و خرمشهر در جنوب و دشت آزادگان در سمت غرب.

همچنین وجود کارخانه‌های عظیم صنعتی و شرکتهای بزرگ نفتی و غیر نفتی ایرانی و خارجی و نیز وجود ارازی وسیع کشاورزی و رودخانه کارون بزرگترین و پر آب ترین رودخانه کشور و... این شهر را بعنوان یکی از برجسته ترین شهرهای اقتصادی ایران که سهم بسیار زیادی را در اقتصاد ایران دارا می‌باشد تبدیل کرده‌است، چنانکه به آن قلب تپنده اقتصاد ایران نیز گفته می‌شود. اهواز کنونی محور ترانزیتی بسیار مهمی است که از راههای زمینی و ریلی و هوایی دیگر شهرهای ایران را به بنادر مهمی مانند ماهشهر و آبادان و بندر امام خمینی متصل می‌کند که بر این اساس جادههای منتهی به اهواز همیشه دارای بار سنگین ترافیکی می‌باشد.

تاریخ اهواز پیش از اسلام

در زمان عیلامیها در حدود شهر کنونی اهواز شهری بنام اوکسین قرار داشته‌است اوکسین احتمالاً تلفظ یونانی اوز یا هوز است مراد از آن همان خوزستان است. در زمان هخامنشیان هووج یا خوجستان یا همان هوجستان خوانده می‌شود و داریوش کبیر در کتیبه بیستون خوزستان را به همین نام هووج نام برده‌است. خوز به معنی نیشکر و خوزستان به زبان ایلامی شکرستان است. در زمان اردوان چهارم از سلسله اشکانی اهواز مدتی پایتخت بوده‌است. در جنگ اردشیر بابکان و اردوان پنجم که در رامهرمز صورت گرفت و اردشیر بر اردوان غلبه کرد اهواز صدمات بسیاری دید. اردشیر بابکان موسس دودمان ساسانیان در محل قدیمی شهر اهواز دو شهر بنا نهاد که در یکی از آنها بازاریان سکونت داشتند و در دیگری بزرگان و اشراف. در زمان ساسانیان بویژه در زمان اردشیر بابکان و پسرش شاپور اول بر روی کارون در حدود اهواز سدهای زیادی ساخته شد از جمله سد اهواز یا بند اهواز که به سد خداآفرید هم معروف بود و توسط اردشیر بابکان ساخته شد. کانالهای آبیاری و نهرهای مختلف که از سد مذکور منشعب شده بود باعث آبیاری کشتزارها و نخلستانها و در نهایت سرسبزی و خرمی اهواز شده بود مثل نهر شاهجرد که در بالای سد اهواز از کارون جدا می‌شد و از داخل بخش قدیمی شهر عبور می‌کرد و آن را به دو بخش تقسیم می‌کرد: بخشی که بین نهر شاهجرد و رود مسرقان (گرگر) بود که اصل شهر اهواز و در واقع هسته اولیه و بافت قدیمی شهر و در حدود کوهپایه واقع شده بود. حدود محله کارون کنونی اهواز و منبع آب و بازار و مسجد جامع شهر آنجا بود لذا آن را مدینه یا شهر می‌گفتند و در قسمت شرق نهر شاهجرد بود و قسمت دیگر به نام الجزیره یا جزیره که بین شاهجرد و کارون اصلی واقع شده بود نامیده می‌شد و در واقع بخش غربی اهواز قدیم بود (حدود بخش مرکزی و کنونی شهر مثل باغ شیخ و نادری و ۳۰ متری و باغ معین و خیابان۲۴ متری) آثار نهر شاهجرد هم اکنون در محله اهواز قدیم کنونی بین خزعلیه (خرم کوشک) و اهواز وجود دارد.

تاریخ اهواز پس از اسلام

در وقایع اسلامی اهواز بدست ابوموسی اشعری والی بصره به فرمان عمر بن الخطاب در سال ۱۷ هجری قمری فتح شد. در اثر این حمله بخش اشرافی‌نشین شهر که به هرمز اردشیر موسوم بود به کلی ویران شد ولی بخش بازاری آن باقی ماند و این بخش همان اوز یا هوز است که در قرن اول هجری به نام اولیه اهواز خوانده می‌شد. در زمان بوییان اهواز به تصرف آنان درآمد و تحت حکومت آل بویه قرار گرفت. در سده ۴ هجعضدالدوله دیلمی (فنا خسرو) اقدام به مرمت و آبادانی اهواز کرد و شبکه‌های آبیاری را مرمت کرد و پل معروف هنوان اهواز را از نو ساخت. اهواز در این دوره به حدی آباد و حاصلخیز شد که مقدسی آن را انباره بصره گفته‌است محله شرقی اهواز در این دوره بنا و با پلی جزیره‌ای که در میان کارون به نام دجیل قرار داشت به محله ناصری بعدی وصل شد.

یاقوت حموی و حمزه اصفهانی و مقدسی گویند: «اهواز قدیم به وسیله نهر شاهجرد به دو محله بزرگ تقسیم شده بود محله غربی که بین رودخانه و نهر شاهجرد واقع و جزیره خوانده می‌شد و محله شرقی که در پای کوه و بازار و مسجد جامع در آن بنا شده بودند و به اصطلاح شهر یا مدینه خوانده می‌شد. شهر شاهجرد در بالای سد اهواز از کارون جدا و روی به طرف شکاره کنونی می‌رفت. لفظ اوباره که اکنون محلی است در اهواز در جنوب خیابان ۳۰ متری به معنی آب باره و محل عبور آب است که یادآور همان نهرهای شاهجرد و غیره‌است.»

ابن منشاد می‌نویسد: «اهواز شهر بزرگی است، مردمش زرتشتی و مسلمان و انبار کالاها و فرآورده‌های خوزستان شکر، بافته‌های پشمی، جامه‌های دیبا، پارچه‌های کنفی و دیگر محصولات را از همه شهرهای ایران به اهواز می‌آورند و از این شهر و به وسیله کشتی از راه خلیج فارس به هندوستان و چین و از راه بصره و عراق و اصفهان به سایر کشورهای جهان حمل می‌کنند. بازرگانان و سوداگران و بیگانگان در این شهر سود بسیار می‌برند. نام اهواز با کالاهای شکر و پارچه، در همه جهان مشهور و به بزرگی موصوف بود و به همین جهت عرب‌ها این شهر را «سوق‌الاهواز» نامیده‌اند.»

از قرن ششم هجری قمری به بعد به علت خراب شدن سد شادروان و همچنین جنگل‌ها و اغتشاشات داخلی و بروز بیماری‌های وبا و طاعون، اهواز رو به خرابی رفت تا آن که در سال هزار و سیصد هجری قمری هم‌زمان با حفر کانال سوئز و توجه اروپائیان رونق تازه‌ای گرفت. ناصرالدین شاه قاجار هم از این فرصت برای گسترش کشتیرانی بر روی رود کارون استفاده کرد و توسط والی خوزستان در کنار اهواز قدیم بندرگاهی به نام «بندر ناصری» احداث کرد. در پی احداث این بندر نام اهواز به «ناصریه» تبدیل شد ولی در دوره پهلوی به نام قدیمی «اهواز» خوانده شد.


کشتیرانی در خوزستان از طریق رود کارون صورت می‌گرفته و ناچاراً دو بخش بوده‌است. در شاخه کارون شمالی از شوشتر تا اهواز و در شاخه جنوبی از اهواز تا خلیج فارس کشتیرانی می‌شده. و به این دلیل بوده‌است که در مسیر کارون در محل کنونی اهواز صخره‌ای بزرگ است که عبور کشتی از آن ناممکن است و کشتی‌هایی که از شوشتر می‌آمده‌اند در محل اهواز بارها را به کشتی دیگری در سمت دیگر صخره منتقل می‌کرده‌اند. این کار باعث بوجود آمدن انبارها و کاروانسراهای بسیاری در اهواز شد و یکی از دلایل رونق تجارت در اهواز هم همین امر بوده‌است. در شوشتر اسنادی به دست آمده که حاکی از تجارت دریایی با دورترین بنادر دنیا است و این امر جز با وجود بندری در کنار صخرهٔ پیش گفته برای تخلیه و بارگیری مجدد میسر نمی‌شده‌است.

به نوشتهٔ کسروی اهواز نوین پس از اعطای اجازه ناصرالدین شاه به خارجیان برای کشتیرانی در قسمت جنوبی کارون رونق دوباره یافت زیرا وجود رشته سنگی در محل کنونی پل هفتم مانع از ادامه مسیر کشتی‌ها به قسمت‌های بالا دست کارون می‌شد وکشتی‌ها ناچار بودند بار خود را در این سوی صخره تخلیه کنند وسپس به کشتی‌هایی که در آن سوی صخره بود منتقل کنند. کم کم ساختمانها و تأسیساتی در این قسمت بوجود آمد و رونق آن هر روز بیشتر می‌شد. قسمت شرقی شهر ابتدا شکل گرفت و محلهٔ عامری و خیابان ۲۴ متری تقریباً اولین قسمت‌های اهواز جدید بودند.

درگیری‌های مختلف دوران مشروطیت و وضع اسف بار ایجاد شده در دوران قاجاریه در شوشتر و شیوع طاعون مهلک در آخرین سالهای قرن ۱۳ شمسی، همچنین برچیده شدن کشتیرانی در کارون شمالی از یک سو و رونق اقتصادی اهواز از سوی دیگر باعث شد تا مرکزیت خوزستان در آغاز حکومت پهلوی از شوشتر به اهواز منتقل شود.

اهواز امروز

                      

اهواز امروز شهری بزرگ و پهناور است که در دو سوی رود پر آب کارون واقع شده‌است. در قسمت غربی شهر محلات مسکونی پر جمعیتی مانند کمپلو، گلستان، کیانپارس، خشایار و... قرار دارد امانیه و فلکه ساعت هستهٔ مرکزی قسمت غربی را تشکیل می‌دهند. قسمت شرقی شهر بیشتر بازار و مراکز اقتصادی شهر را در خود جای داده، خیابان‌های نادری (سلمان فارسی) و امام (پهلوی سابق) و ۳۰ متری (شریعتی) و ۲۴ متری (آزادگان) مرکز قسمت شرقی شهر هستند و همچنین محله‌های معروف کوروش، زیتون کارمندی، شهرک نفت در این قسمت از شهر واقع اند. پروژه‌های بزرگی در اهواز در حال احداث می‌باشد که با افتتاح آنها چهره شهر و وضعیت حمل و نقل شهری اهواز دگرگون خواهد شد.مهمترین این پروژه‌ها اتوبان کمربندی اهواز، پل هشتم کارون و مترو اهواز می‌باشند.

پل های اهواز

                  

یکی از مهمترین جاذبه‌های گردشگری شهر اهواز پل‌های اهواز هستند. هم اکنون ۷ پل بر روی کارون در اهواز وجود دارد که از این میان پل سفید (پل اول) و پل هفتم به دلیل سبک خاص مهندسی و طراحی منحصر بفرد، چشم انداز زیبایی به شهر داده‌اند. هفتمین پل اهواز با نام پل ششم یا پل فولاد نیز به تازگی به بهره برداری رسیده‌است. همچنین در حال حاضر عملیات ساخت پل جدیدی به روی رودخانهٔ کارون در شهر اهواز در حال اجراست. این پل که بزرگترین پل کابلی ایران خواهد بود پیچ استادیوم را به خیابان زند در قسمت شرقی شهرمتصل می‌کند و تا حدودی از بار ترافیکی دیگر پلها می‌کاهد.

پل معلق ( پل اول - پل سفید )

كمتر از پنجاه سال از احداث و افتتاح پل بروكلين پل فلزي جهان مي‌گذشت كه در شهر اهواز پايه‌هاي پل فلزي معلق بنا گذاشته شد.

از جمله روايات مربوط به احداث پل، اينه مي‌گويند مهندسي آلماني به اتفاق همسرش كه مهندس نيز بود شروع به ساختمان پل كرد و كار را تا مرحله سوار كردن يكي از هلالي‌ها با موفقيت پيش برد، ولي انگليسيهاي حاكم بر شركت نفت در آن زمان – لوازم و ادواتي كه در اختيار سازنده پل گذارده بودند از جمله جرثقيلي كه با آن هلالي اول را بالا كشيده و مهار كرده بود، پس گرفتند كه اين عمل انگليسيها باعث دق كردن و مرگ مهندس آلماني، سازنده پل شد. ولي بعد از چندي، سرانجام زن مهندس آلماني كمر همت بست و با ابتدايي‌ترين وسايل ممكن آن زمان و بكار گرفتن چند دوبه بجاي جرثقيل، هلالي دوم را بر اسكلت پل سوار كرد و ساختمان آنرا بپايان رسانيد و پل را آماده تحويل و بهره‌برداري كرد.

                       

 

                        

 

                       

 

                       

 

                      

 

و امروز

                      

 

                      

 

 

                     

 

                    

 



موضوع : اطلاعات عمومی
| +| نوشته شده در پنجشنبه 8 شهریور1386 و ساعت 1:20 توسط داوود یزدانی |


دوستان عزیزم سلام

 تو این پستم میخام یه خبر جالبی بتون بدم

در روز بيست و هفتم آگوست معادل دوم شهريور سياره مريخ يكی

 از درخشان ترين اجرام قابل رويت در آسمان خواهد بود . رويدادی

بسيار نادر كه آنرا حلول دو ماه در يك آسمان مي نامند . براي

 مشاهده و رصد اين پديده  زيبا دوم شهريور ساعت سی

 دقيقه نيمه شب نگاهی به آسمان بيندازيد . شايد

برايتان جالب باشد بدانيد دفعه بعدی كه اين

 رويدادجالب را ميتوانيد ببينيد سال 2287

ميلادی خواهد بود .


موضوع :
| +| نوشته شده در سه شنبه 23 مرداد1386 و ساعت 0:13 توسط داوود یزدانی |


رییس جمهور به روایت تصویر
                             

از کودکی علاقه به علم و دانش داشت. در خانواده­ای فقیر، زاده شده بود.

 

 

                       

 می­شد حدس زد که اعتقادات دینی محکمی دارد.

 

 

                        

مردی ناشناس که مشخصن به روحانیت زمان خودش، احترام خاصی می­گذاشت.

 

 

                      

جنگ شد با دوستانش به جنگ رفت. دوستانی که بعدها هر کدامشان زنده ماند، به قدرت رسید.

 

 

                      

                    یک روز ساده که مثل همیشه خواب بود،

 

 

                      

 کسی صدای­اش کرد و او با روی خوش، از خواب بیدار شد.

 

 

                      

                                        صبحانه­اش را خورد،

 

 

                     

                          ورزش روزانه اش را کرد 

 

                    

و کفش های­اش را پوشید که به مسجد محل برود.

 

 

                 

                     سر نماز بود که کسی او را صدا زد.

 

 

                    

گفت : الان می­آیم و سریعن از مسجد بیرون آمد و کفش­هایش را پوشید.

 

 

                    

 با لبخند همیشه­گی پرسید: چه کسی ممکن است با آدمی مثل من کار داشته باشد؟

 

 

                  

 گفتند: مهم شده­ای و باید بروی و خودت را در رادیو تلویزیون به مردم معرفی کنی.

 

 

              

 گفت : هنوز زود است. ببین هنوز ساعت هشت صبح هم نیست!

 

 

                    

چون کسی او را نمی­شناخت، مجبور شد وقتی برسد، خودش را با صدای

بلند معرفی کند .

 

 

                       

وقتی او را شناختند، او را بردند پیش آقای حیاتی.

 

 

                  

و کمی که گذشت، توانست با ضرغامی هم دیدار کندو طبق معمول با شوخی و خنده او را سر ذوق بیاورد.

 

 

                      

قرار شده بود که رییس جمهور شود و مشت محکمی به دهان یاوه­گویان شرق و غرب و مخصوصن اصلاح طلبان بزند.

 

 

                        

او در دو مرحله مشت­هایش را گره کرد.

 

 

                      

 

برای اولین بار که جلوی دوربین و میکروفون خبرنگاران قرار گرفت، کمی گیج شده بود.

 

 

                      

و حرکات ضد فرهنگی می­کرد و علامت گروه متال را به مردم نشان می­داد!

 

 

                       

 

 مردم از این ساده گی او لذت می­بردند و به چشم آدمی ساده دل نگاه می کردند.

 

 

                      

 که گاهی ابراز احساسات شدیدی میکند.

 

 

                      

 

و گاهی در هجوم ابراز احساسات مردم، کارش به جاهای باریک می­کشد!

 

 

                      

                         از خدا کمک خواست و

 

 

                      

شناسنامه­اش را برداشت و به پای صندوق رای رفت تا به خودش رای بدهد.

 

 

                       

                                     مسیر از اول مشخص بود

 

 

                       

فقط کافی بود او دوباره کفش­های­اش را به پا کند

 

 

                       

                              و لباس رزم بپوشد

 

 

                      

                 و از قوی­ترین مردان جهان کمک بگیرد

 

 

                      

                    تا به حلقه­ی قدرت، وارد شود.

 

 

                     

                تا بتواند به پشتوانه­ی قدرت نظامی،

 

 

                     

            و محبوبیتی که در بین نیروی مسلح داشت،

 

 

                    

                                 و کمک «هوگو»ی خوبش،

 

 

                    

                        راه امامش را ادامه دهد.

 

 

                    

 البته در این راه، دعای معلم کلاس اولش هم، بسیار کارساز بود.

 

 

                     

توانایی­های خودش نیز به کمکش آمدند

 

 

                    

تا با نیرویی الهی و غیبی، در هاله ای از نور فرو برود.

 

 

             

و در هنگام عبادت، کفش های­ کذایی را به پا کرد .

 

 

                    

                    تا به سمت قدرت، حرکت کند

 

 

               

             و شیوخ کوچک منطقه را در تسلط قدرت بگیرد .

 

 

 او چهره­های دوست داشتنی فراوانی دارد.

 

 

                      

                                گاهی رفتگر شهرداری ست،

 

 

                    

                                           گاهی یک بلوچ

 

 

                     

                      گاهی یک لرستانی غیور

 

 

               

                        گاهی یک تاجیک شش آتشه

 

 

                    

                      گاهی یک روستایی شاد

 

 

                     

                        گاهی یک عرب تمام عیار

 

 

              

و گاهی نمی داند که دیگر کیست؟

 

 

                    

اما همیشه کفش های آهنینش را به پا دارد

 

 

                    

                      و با اتکا به خدا در هرجایی

 

 

                   

                                     ولو در خانه­ی خدا

 

 

                   

برای رسیدن به حق مسلم مردمش، دل­سوزی می کند.

 

 

 او از خودش چنین سیاست­مداری را به تصویر کشیده است:

             

 

 

خدا عاقبت ما را به خیر کند. ان­شاءالله.

 

لازمه از دوستام تو سایت سالی جون به خاطر کمک کردن به من برای این پست تشکر کنم .

 

نظر یادتون نره ها

قربون همتون


موضوع :
| +| نوشته شده در شنبه 6 مرداد1386 و ساعت 3:17 توسط داوود یزدانی |


آتش دل

             

دردل آتش غم رخت تا که خانه کرد            دیده سیل خون به دامنم بس روانه کرد

 

               آفتاب عمر من فرو رفت و ماهم از افق چرا سر برون نکرد

 

               هیچ صبح دم نشد فلق چون شفق ز خون دل مرا لاله گون نکرد

 

ز روی مهت جانا پرده بر گشا               در آسمان مه را منفعل نما

 

به ماه رویت سوگند     که دل به مهرت پابند      به طره ات جان پیوند

 

بیا نگارا جمال خود بنما             ز رنگ و بویت خجل نما گل را

 

               رو در طرف چمن    بین بنشسته به غم

 

               دل خون بس ز غم        یاری غنچه دهن

 

گل درخشنده     چهره تابنده    غنچه در خنده   بلبل نعره زنان

 

هر که جوینده   باشد یابنده      دل دارد زنده    بس کن آه و فغان

 

ز جور مه رویان شکوه گر سازی    به ششدر مهنت مهره اندازی

 

همچو سالک دست خود بازیم         همچو سالک نقد جان بازیم

                       

                


موضوع : دولت عشق
| +| نوشته شده در سه شنبه 5 دی1385 و ساعت 16:44 توسط داوود یزدانی |


خزان عشق

                  

امروز تصمیم گرفتم شعر ترانه خزان عشق که در سال 1313 که شاعرش مرحوم

رهی معیریه و توسط مرحوم بدیع زاده اجرا شده رو براتون پست کنم امید وارم

راضی باشید

 

شد    خزان    گلشن    آشنایی           بازم   آتش   به   جان    زد     جدایی

 

عمر من ای گل طی شد بهر تو          وز تو ندیدم جز بد عهدی و بی وفایی

 

با تو وفا کردم تا به تنم جان بود         عشق و وفاداری با تو چه دارد سود

 

                               آفت خرمن مهرو وفایی

 

                               نوگل گلشن جوروجفایی

 

                                   از دل سنگت آه

 

دلم از غم خونین است                    روش بختم این است

 

از   جام   غم     مستم                    دشمن     می پرستم

 

                               تا هستم

 

تو و مست از می به چمن               چون گل خندان ازمستی برگریه من

 

با دگران در گلشن ن.شی می          من ز فراغت ناله کنم تا کی

 

تو و چون می لاله کشیدن ها          من و چون گل جامه دریدن ها

 

                       ز رقیبان خواری دیدن ها

 

دلم از غم خون کردی                  چه بگویم چون کردی

 

                         دردو افزون کردی

 

برو ای از مهر و وفا عاری          برو ای عاری ز وفاداری

 

                    که شکستی چون زلفت عهد مرا

 

دریغ و درد از عمرم                  که در وفایت شد طی

 

ستم به  یاران  تا  چند                 جفا  به عاشق  تا کی

 

نمیکنی ای گل یک دم یادم           که همچو اشک از چشمت افتادم

 

تا کی بی تو بود                        از غم خون دل من

 

                           آه از دل تو

 

گرچه زمهنت خوارم کردی         با غم و حسرت یارم کردی

 

                           مهر تو دارم باز

 

بکن ای گل با من                     هر چه  توانی  ناز

 

                  کز عشقت می سوزم باز


موضوع : متولد چه ماهی هستی
| +| نوشته شده در چهارشنبه 22 آذر1385 و ساعت 16:3 توسط داوود یزدانی |


انتظار

گفتمش بی تو چه می باید کرد              عکس رخساره ماهش را داد

 

گفتمش همدم شبهای سیاهم کو              تاری از زلف سیاهش را داد

 

وقت رفتن همه را می بوسید                به من از دور نگاهش را داد

 

                        یادگاری به همه داد و به من

 

                          اتنظار سر راهش را داد


موضوع : دولت عشق
| +| نوشته شده در سه شنبه 7 آذر1385 و ساعت 18:4 توسط داوود یزدانی |


عشق هرگز نمی ميرد

عشق کودکی سر به هواست

که قولش را زود فراموش ميکند

کور و کر است وقتی چيزی را ميخواهد

و هرگز از خواسته اش نمی گذرد

آرزويش زمان نمی شناسد

و به شاديش اعتمادی نيست

با يک جهان نااميدی به پيش می تازد

و با بازيچه ای از دست می رود 

اما نبايد از نام عشق سوء استفاده کرد

و هر خواهش کودکانه ای را

به عشق تعبير کرد

عشق واقعی ، آتشی دير پاست

که هميشه در جان شعله میکشد

نه رنگ می بازد ، نه سرد ميشود و نه می ميرد

و هرگز به چيز ديگر بدل نمی شود

 

صبا از من پیامی ده به ان صیاد سنگین دل                  که تا گل در چمن باقی است آزادم کند یا نه؟

 

 من از یاد عزیزان  یک نفس غافل نیم اما                   نمیدانم که بعد از من  کسی یادم کند یا نه


موضوع : دولت عشق
| +| نوشته شده در جمعه 3 آذر1385 و ساعت 12:0 توسط داوود یزدانی |